آره ما همه مون غم داریم،درد داریم...
اصلا چیزی که ما رو کنار هم میذاره،نگه می داره،همین درده اس!انگار خیالمون راحته این که کنارت نشسته یه جاییش می لنگه،یه چیزیش میشه که عین تو گاهی شبها خوابش نمی بره.انگار همینه که دلامون واسه هم می تپه و که اگه یکی مون تو این شهر بزرگ میون این همه آدم زمین بخوره،اون یکی از اون راه دور پاش درد می گیره و بی هوا یادش می کنه،آره!این جماعت و فقط درداش کنار هم نگه می داره.
دیگه چه فرقی می کنه دردا از کجا میاد،که تو چه کردی!که پدرت کی بوده؟که مادرت،خواهرت... که من!من کجا پا گذاشتم و کجا رفتم و... چقد برگشتم تا بشه دوباره از یه جایی شروع کرد....آ
هان؟کنار هم می نشینیم بی آنکه هیچ بدانیم از روزهای سخت یکدیگر و آنقدر آرامیم که انگار هیچ وقت هیچ چیز هیچ یک از ما را نرنجانده....